تبليغاتX
پژوهش و جامعه
مسائل اجتماعی و تحقیق

happiness
is bliss

happiness
is when you get a new puppy
happiness
is when you get married
happiness
is when you go on you first date
happiness
is making your own decisions
happiness
is graduating
happiness
is getting you first job
happiness
is falling in love
happiness
is being proud of who you are

happiness
is bliss

happiness
is glowing
happiness
is fun
happiness
is an amazing feeling
happiness
is when you smile all day
happiness
is giving someone a hug just because you can
happiness
is that light in your eyes
happiness
is what makes the world go around

happiness
is bliss

Sam Byron

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 5:40  توسط | 

 

Everyone needs a special friend
to help them on their way
To pick them up when they are down

To guide them when they stray
To share a chat and cup of tea
To work out hard decisions
To lend a hand with household
chores and help them achieve
their ambitions

A special friend is someone sincere
Through good times and bad they
will always be near
And if you have a special friend
Be sure to treat them kind
For in today's hard times of strife
they're a rare and valuable find

©Faye Kilday 1989

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 9:24  توسط | 

روش‌شناسان‌ هرمنوتيك‌ اعتقاد دارند كه‌ شناخت‌ پديده‌هاي‌ انساني‌ جز با در نظر گرفتن‌ زمينه‌، متن‌، محيط و زماني‌ كه‌ آن ‌پديده‌ها در آن‌ شكل‌ گرفته‌اند، مقدور نيست‌. هر جزء از هر پديده‌هاي‌ اجتماعي‌ و انساني‌ بايد با در نظر گرفتن‌ شرايط، زمان‌، بافت‌ و زمينه‌اي‌ كه‌ از آن‌ برخاسته‌اند، تأويل‌ گردد. در اين‌ راه‌ بايد به‌ بعد تاريخي‌ هر پديده‌ توجه‌ شود، به‌ طوري‌ كه‌ توالي ‌پديده‌ها، نوعي‌ پيوستار را از گذشته‌ تا زمان‌ مطالعه‌ نشان‌ مي‌دهد[62]. از طرفي‌ ديگر، نيات‌، انگيزه‌ها و خواست هاي‌ شكل‌ دهنده ‌پديده‌هاي‌ انساني‌ و اجتماعي‌ بايد به و سيله‌ قرار دادن‌ محقق‌ به‌ جاي‌ فاعلي‌ كه‌ در موردش‌ تحقيق‌ مي‌كنيم‌، صورت‌ پذيرد. از آن ‌طريق‌، محقق‌ به‌ تأويلي‌ كه‌ موجب‌ شكل‌گيري‌ رفتارها يا پديده‌هاي‌ انساني‌ شده‌ دست‌ خواهد يافت‌.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 8:12  توسط | 

We step out of the car and into the street
You can hear it hit softly, like the patter of little feet

It’s such a magical time, like sunset on the ocean
We’re caught in its spell, and we move in slow motion

I move in close, with my hands on her waist
I take it slow, no rush, no haste

The rain slowly falls and the full moon shines
She slides her arms around my neck, and says “your mine”

The rain picks up and it soaks our hair
But our eyes are focused, we have no cares

I whisper in her ear, “I love you my dear
“You will always be smiling, you have no use for tears”

“I will love you forever, is my vow to you”
“You are my heavenly dove, may it always be true”

She smiles at me, with joy and bliss
My lips meet hers, and in the rain we kiss

The rain itself, dances all around
As I kiss my sweetheart, without a sound

The rain glides through the air and I hold her tight
It’s like the angels are crying, such a beautiful sight

Her tongue touches mine and its ecstasy
A kiss in the rain sets my emotions free

She pulls my lower lip and it takes its toll
My whole body tingles, like I’ve lost control

As the rain falls down I just can’t believe
That I need her to move, to think, to breathe

I take a step back and I look in her eyes
She tells me she loves me and my heart just flies

If you believe perfection simply isn’t real
Kiss your love in the rain, and I promise you’ll feel

Many things in this world can wash away pain
But none of them compare, to kiss in the rain

~ Matthew

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 6:29  توسط | 

معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه با بیان اینکه در مقابل جمعیت یک درصدی مردان بدون همسر در اثر فوت، شش درصد از زنان با همین شرایط زندگی می کنند و به ازدواج مجدد اقدام نکرده اند، اظهار داشت: این زنان، یک میلیون و 891 هزار نفر در کل کشور هستند.

طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران از سرشماری سال 85، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت 6 برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است.

دکتر شهلا کاظمی پور در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به جمعیت 30 میلیونی مردان 10 سال به بالا در کل کشور گفت: در میان مردانی که زنان خود را در اثر فوت از دست داده اند تنها یک درصد از آنها که 300 هزار نفر هستند، بدون همسر به زندگی خود ادامه داده و بقیه مجددا ازدواج کرده اند.

معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه با بیان اینکه در مقابل جمعیت یک درصدی مردان بدون همسر در اثر فوت، شش درصد از زنان با همین شرایط زندگی می کنند و به ازدواج مجدد اقدام نکرده اند، اظهار داشت: این زنان، یک میلیون و 891 هزار نفر در کل کشور هستند.

بر اساس نتایج یک تحقیق با عنوان «بررسی مسایل و مشکلات زنان و دختران بدون همسر» با جامعه آماری دختران و زنان 28 تا 55 ساله مجرد و بدون همسر ساکن 22 منطقه شهر تهران» که طی سالهای گذشته انجام شده نزدیک به نیمی از زنان مطلقه، دارای درآمد شخصی هستند. در حالیکه این موضوع در مورد تنها 4/27 درصد زنان بیوه صدق می‌کند. بنابراین می‌توان ادعا کرد زنان شاغل و دارای استقلال مادی آمادگی بیشتری برای رهایی از زندگی مشقت ‌بار و غیرقابل تحمل را دارند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 11:17  توسط | 

عشق از جمله پديده هايي مي باشد كه با تمايلات روحي رواني انسان آميخته شده است . در جامعه شناسي عشق نيز چون ساير پديده هاي اجتماعي به صورت علمي مورد شناسايي قرار گرفته است . انسان از ديدگاه جامعه شناسي موجودي است كه ابعاد گوناگون و پيچيده اي را در خويش جمع نموده است و آنچه كه هست زندگي مي نامد و آنچه بايد باشد خوانده و جاري شدن زندگي در جهت رسيدن به هدف را معني دانسته است .

زندگي يعني آنچه كه هست بدون هدف آنچه بايد باشد و بدون معنا يعني روند دستيابي به هدف .

زندگي بدون هدف در خوردن و خوابيدن و تكرار روزمرگي انسان خلاصه مي شود و زندگي بدون معنا در حيرت و شگفتي از تلاش و كوشش در روز مرگي پايان مي گيرد . بسياري از دانشمندان در اين خصوص سخنان گرانبهايي گفته اند . اولاً براي يافتن معنا و هدف زندگي خود وسايل , ابزار ها , كه آنان با تدبير خويش آنها را ساخته و پرداخته مي نمايد مانند قدرت , اعتبار و از آن جمله عشق .

(( از اين رو عشق نيز مانند هر وسيله ي ديگري مي تواند تصوير گر تعالي باشد ))

يا به سبب ذلت و خواري او . . . عشق مي تواند از معناي معرفت و آگاهي باشد يا نا اميدي و نابودي . عشق در مفهوم عام يعني كشش و جاذبه ميان دو نفر اما در مفهوم خاص تمايل و كشش ميان دو نفر نسبت داده مي شود كه از سه ويژگي برخوردار است عبارتند از : صميميت , شور , هيجان , تعهد جامعه شناسي در واقع عشق را نوعي ارتباط اجتماعي كه هر سه ويژگي را كه به طور همزمان در آن وجود داشته باشد مي داند

نقش عشق در خانواده:
اساساً وقتي صحبت از خانواده مي شود، اولين چيزي كه مطرح مي شود، عشق است كه مي بايست بين دو نفر وجود داشته باشد. اين موضوع مي تواند نقش مهم و استحكام پذيري را در خانواده داشته باشد.
در كتاب فرهنگ لغات، عشق كشش يا اشتياق به شخصي است كه شور و شعف و احساس محبت را برمي انگيزد و همدردي را ايجاد مي كند.
* از ديدگاه جامعه شناختي، عشق به دلبستگي نسبتاً پايدار كه شمار كوچكي از افراد نسبت به هم دارند، به يكديگر محبت داشته، از لحاظ عاطفي به يكديگر متعهد بوده، هدف اصلي خود را خوشبختي جمعي دانسته و براي مراقبت و كمك به يكديگر احساس تعهد مي كنند، گفته مي شود.
* از ديدگاه كنش متقابل نمادي درواقع تصوير هر شخص نسبت به عشق مبناي آن را مشخص مي كند، يعني ممكن است دو نفر خيلي بهم ابراز محبت كنند و به هم اعتماد داشته باشند و با هم صميمي باشند؛ اما واقعاً عاشق همديگر نباشند. گاهي دو نفر با هم دعوا مي كنند و دست به گريبان مي شوند؛ اما در درون مي بينيم كه عاشق هم هستند. تفسير اشخاص، در فرهنگهاي مختلف از عشق متفاوت است.
طبق تحقيقاتي كه از دانشجويان سراسر جهان در مورد عشق شده است، 86 درصد از دانشجويان آمريكايي و برزيلي عشق را لازمه ازدواج دانسته اند؛ اما 4/3 درصد دانشجويان هندي اين نظر را داشتند كه زماني ازدواج مي كنند كه زني با شرايط دلخواه خود پيدا كنند چون زندگي كه با عشق شروع شود به علت خواسته هاي زياد، رو به شكست مي رود.

جداي از نگاه جامعه شناختي ،نگاهي ادبي به عشق از ديدگاه لسان الغيب حافظ و مولوي نيز مي اندازيم :

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من

 

ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من

روی رنگین را به هر کس می‌نماید همچو گل

 

ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من

چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین

 

گفت می‌خواهی مگر تا جوی خون راند ز من

او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود

 

کام بستانم از او یا داد بستاند ز من

گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست

 

بس حکایت‌های شیرین باز می‌ماند ز من

گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود

 

ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من

دوستان جان داده‌ام بهر دهانش بنگرید

 

کو به چیزی مختصر چون باز می‌ماند ز من

صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم

 

عشق در هر گوشه‌ای افسانه‌ای خواند ز من

 از نظرمولانا اگر کسي به راز و رمز عشق آگاه شود به رموز حضرت حق آگاه مي شود:

عاشقـــي پيــــداست از زاري دل

نيســت بيــماري چو بيماري دل

علت عاشق ز عــلت ها جـــداست

عشق اسطرلاب اســـرار خداست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 11:12  توسط | 

رنگ آبي رنگ آسمان و دريا است. اين رنگ يادآور صلح و آشتي و آرامشي همراه با عقل و منطق است.

درقرون وسطي ، از رنگ آبي لاجورد استفاده هاي زيادي مي شد؛ مثلا هنرمندان در نقاشي ها بيشتر از رنگهاي تيره مثل لاجوردي استفاده مي کردند.آن زمان لاجورد مانند طلا ارزش داشت. در يونان باستان و رم قديم ، رنگ آبي ، رنگ خداوندگاران بود. اين رنگ خواص زيادي دارد آرام کننده ، تسکين دهنده و صلح طلب است. همچنين خلاقيت و تحرک را در انسان فعال مي کند. بهداشت ، طراوت ، خنکي و پاکي از خصوصيات جدانشدني آبي هستند، به طوري که در مواد شوينده و بهداشتي هم از رنگ آبي استفاده مي شود؛ مثلا در پودرهاي پاک کننده با دانه هاي آبي رنگ ، شيشه شوي ، مايع هاي نرم کننده و انواع صابون.

درپرچم بسياري از کشورها و همچنين ملل متحد هم از رنگ آبي استفاده شده که نشانه صلح و دوستي است. از نظر روان شناسي رنگ آبي بيش از رنگهاي ديگر موجب آرامش مي شود و باعث رفع خستگي روحي و جسمي است و اعتماد به نفس و احساس امنيت را تشديد مي کند.

افرادي که به رنگ آبي علاقه مند هستند، عناصر آب و طبيعت را دوست دارند و بسرعت متوجه اشتباهات ديگران مي شوند.
اشخاصي هم که از لباسهاي آبي کمرنگ استفاده مي کنند، حساس و خلاق هستند و قوه تخيل قوي دارند. اين گونه افراد باهوش ، با محبت و مسوول هستند و به دنبال مکاني آرامند. در هر کاري مقاومت مي کنند تا آن کار را به نحواحسن انجام دهند.
البته اينگونه افراد ممکن است بيش از ديگران دچار انزوا و افسردگي شوند، به همين دليل براي ايجاد تعادل روحي و رواني بايد از رنگهاي زرد و نارنجي استفاده کنند.

تيپ آبي احساساتش را براحتي بروز نمي دهد و به تنهايي علاقه دارد و مايل است در جمع به چشم نيايد و جلب توجه نکند. کمتر عصباني مي شود و اگر هم عصباني شد، عصبانيتش زود فروکش مي کند. در قضاوت واقع بين و منطقي است و براي صحبت ديگران ارزش قائل است. مکانهايي که در آنجا از اين رنگ استفاده شده ، بيشتر شخص را فعال مي کند، به همين دليل از رنگ آبي براي دکور ادارات ، اتاق مطالعه يا کلاسهاي درس مدارس استفاده مي شود.

براي اتاق کار يا مطالعه رنگ آبي بسيار ايده آل است ؛ اما بهتر است از رنگ زرد هم به عنوان مکمل استفاده کرد؛ زيرا رنگ زرد ذهن را تحريک مي کند و اثر مطلوبي دارد. براي اتاق خواب رنگ آبي تيره بسيار مناسب است ؛ چون خوابي عميق و راحت را به دنبال دارد، ولي براي اتاقي که در تمام مدت روز آنجا هستيد نبايد از رنگ آبي تيره استفاده کنيد، زيرا اثرات آرام بخشي اين رنگ قوي است و ممکن است تاثير مطلوبي نداشته باشد و شخص به افسردگي متمايل شود. بعضي از رنگها مثل رنگ قرمز گرم هستند و جريان انرژي را افزايش مي دهند، ولي رنگ آبي به علت سردي باعث کند شدن جريان انرژي مي شود. رنگ آبي رنگ وسعت ، بزرگي و عظمت است ، به طوري که رنگ استخرها را هم مثل دريا آبي مي کنند.

نور آبي حشرات را به سوي خود جذب مي کند. به همين دليل براي از بين بردن حشرات از قبيل پشه ها، از لامپهاي آبي با جريان برق استفاده مي شود. از نمونه بارز جواهرات و سنگهاي زينتي هم مي توان فيروزه را نام برد. همچنين براي اتاقهاي عمل و زايمان هم از رنگ آبي و سبز استفاده مي شود.

پرتوهاي شفابخش
با نگاه به رنگ آبي ، به اعماق خود فرو مي رويم و آرامش روحي کسب مي کنيم. اين رنگ موجب قوت قلب و تسکين دردهاست. نور آبي براي افرادي که فشار خون بالا دارند بسيار موثر است. همچنين براي افراد مضطرب و بي قرار تاثير مثبت دارد.آبي اثري خوب بر ضربان هاي قلب و جريان خون دارد و انواع سوختگي ها را با نور آبي درمان مي کنند. اين نور به علت داشتن طول موج کوتاه ، حتي گلودرد و سرماخوردگي را درمان مي کند. همچنين در درمان رماتيسم مفصلي ، سرطان ، بيماري هاي پوستي و اعصاب و کاهش گرفتگي سرخرگ ها بسيار موثر است.

نور آبي با کاهش انرژي ، به اعضاي مختلف بدن کمک مي کند و هم بخش پاراسمپاتيک سيستم عصبي را تحريک مي کند و در درمان يبوست ، اسهال و بيماري هاي گوارشي اثر چشمگيري دارد. در رشد گياهان و جانوران هم تاثير بسزايي دارد. اگر افراد براي درمان امراض خود، از تابش پرتوهاي آبي استفاده مي کنند، مانند انواع لامپهاي آبي ، نبايد بيش از اندازه اين نور را به کار ببرند، زيرا تعادل در هر چيزي لازم است و همچنين براي افراد افسرده و غمگين نبايد از اين رنگ استفاده کرد.

اين رنگ قادر است نوسانات منفي مغز را از بين ببرد و فعاليت هاي فکري مثبت توليد کند. نور آبي بر تمام ارگان هاي بدن اثر مثبت دارد. نکته قابل توجه اين است که در رنگ درماني بويژه رنگ آبي بايد به مدت زمان تماس با اين رنگ توجه شود تا اثر مطلوبي در کاهش درد و درمان داشته باشد.

پسرهاي آبي، دخترهاي صورتي
در زمانهاي قديم ، رنگ آبي يعني رنگ ملکوتي ، به فرزندان پسر تعلق داشت تا به اين طريق نوعي حمايت الهي نصيب پسران شود. مچنين چون در گذشته مردان در زير آسمان آبي ، روي زمين و يا روي دريا کار مي کردند، اين رنگ به آنها اختصاص داده مي شد و رنگ آبي رنگ قدرت بود و آنان قدرت را از آن پسران مي دانستند. طبق افسانه هاي قديمي ، هنگامي که در خانواده اي پسر متولد مي شد، جاي پدر در آسمان هفتم بود و آسمان هم از تولد پسران خوشحال مي شد. و اما درباره دختران ، که نمونه پاکي و محبت و ظرافت هستند، صورتي بهترين رنگ ممکن است.

طبق افسانه ها مي گفتند: دختران درون گلهاي رز صورتي متولد مي شوند و بايد رنگ گل رز صورتي هم به آنها تعلق بگيرد. همچنين بوي مطبوع گل رز هم به دختران نسبت داده شده بود. گل رز به خاطر ظرافت ، شکنندگي و زيبايي مورد توجه آنها بود و دختران را هميشه به گل رز تشبيه مي کردند. قدما بر اين باور بودند که نوزادان چه دختر و چه پسر از خلوص و پاکي برخوردارند و بهترين رنگ براي آنها سفيد است که مي توان رنگ سفيد را با نوزاد در يک رديف قرار داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 11:8  توسط | 

کسی به فکر گل ها نیست

کسی به فکر ماهی ها نیست 

کسی نمی خواهد

باورکند که باغچه دارد می میرد

که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

ازخاطرات سبز تهی می  شود

و حسّ باغچه انگار

چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیده است

حیاط خانه ی ما تنهاست

حیاط خانه ی ما

در  انتظار بارش یک ابر نا شناس

خمیازه می کشد

و حوض خانه ما خالیست

ستاره های کوچک بی تجربه

از ارتفاع درختان به خاک می افتند

و از میان پنجره های رنگ پریده رنگ خانه ی ماهی ها

شب ها صدای سرفه می آید

حیاط خانه ی ما تنهاست

 فروغ فرّخزاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:39  توسط | 

ديروز كلاس هاي ترم تابستاني دانشگاه آزاد تمام شد . در اين ترم تقريبا يكماهه با دانشجويان متفاوتي از لحاظ روحي رفتاري مواجه بودم. وقتي مقايسه مي كنم با دانشجويان ترم هاي قبل تفاوت هاي ملموسي مي بينم دانشجوياني كه پر جنب و جوش بودند ، نظم پذيريشان كمتر بود، بعضي ها دچار بحران هاي روحي بودند ، بعضي ها بيش فعال ، عده اي ساكت و آرام ، تعدادي خسته و افسرده، تعداد انگشت شماري در پي يادگرفتن و انجام بموقع تكليف ، تعدادي حساس به نمره ، تعدادي انگار كه در اردوي تفريحي هستند ، انگشت شماري به نظر مغرور و ناراضي، اكثرا ظاهري (پوشش و آرايش) متفاوت از هم، گفتمان متفاوت از هم، از قشرها و طبقه هاي متفاوت جامعه ،از شهرهاي و روستاهاي مختلف  و .... اما بعضي ويژگيهاي مشترك هم داشتند از جمله اينكه معمولا همه سعي مي كردند در كلاس حاضر باشند . يكنوع تقابل جنسيتي در بين دختران و پسران هميشه مشهود بود، پسران انگار كه براي اولين بار در محيط مختلطي قرار گرفته بودند ، عموماٌ همه مخالفت هاي آشكار با سنت گرايي داشتند و بسياري در مورد زندگي و آينده آرمان گرايانه فكر مي كردند و بسياري از حرف ها و توصيه ها در مورد ازدواج و روابط بين اعضاي خانواده و ساختارهاي سنتي حاكم برزندگي، براي خيلي ها تعجب برانگيز غيرقابل قبول و غير عملي تلقي مي شد . بسيار كم بودند كساني كه واقع بينانه فكر مي كردند. نمي دانم شايد در ترم هاي گذشته با دانشجويان جوانتري سروكار نداشتم و بيشترشان متاهل بودند و سنشان بالاي ۲۵بوده ومن اين تغييرات در روحيه دانشجويان رابيشتر حس مي كنم. به نظر مي رسد كه جوانان ۲۴-۱۹ ساله متفاوت فكر مي كنند و ديگر شكاف بين نسل ها به شكاف بين سنين منفرد يا گروههاي سني تبديل شده كه فرد ۲۰ ساله با فرد ۲۲ ساله نگرش ها و برداشت هاي متفاوتي نسبت به پديده ها دارند. اما با تامل در كليت اين ويژگي ها، اين سوال پيش ميايد كه آيا شرايط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و آموزشي جامعه ايران پاسخگوي اين تنوع نيازها، خواست ها، انتظارات ، آرمان ها و اهداف جوانان با اين ويژگيهاي پيچيده هست ؟ آيا خانواده ها و والدين قادر به شناخت اين همه تنوع و تفاوت و مديريت جوانان خود خواهند بود؟

تجربه جديدي بود خيلي آموختم و در عرض اين مدت كوتاه شناخت نويني به جوانان پيدا كردم ديدم بازتر شد نگرشم به تناسب تغيير يافت و اين مي تواند كمكي در راه آينده برايم باشد . امامن فقط چند تا توصيه به اين جوانان در پايان كلاس كردم:

- جهان در حال تغيير و تحولات سريع است و اين تحولات زندگي ما را نيز تحت تاثير قرارداده و نگرش ها، نيازها، انتظارات و رفتارهاي ما نيز به تبع آن در حال تغيير است.

- در اين راستا افزايش آگاهي و دانايي ،تسلط به تكنولوژي روز، آشنايي با ويژگيهاي جامعه ارتباطي و اطلاعاتي مي تواند ما را در درك و تجزيه و تحليل تغييرات و همراهي با آن كمك كند.

-واقع گرايي و پذيرفتن و شناخت واقعيت هاي اجتماعي جامعه و موثر در زندگي فردي و دوري از ايده هاي آرمان گرايانه

- بالا بردن سطح بلوغ اجتماعي و شناخت واقعي خود،خودباوري  و درك توانايي ها، استعداد ها و جايگاه اجتماعي خود

-بالا بردن اعتماد به نفس با توكل به خدا و معنويت و كسب كمالات، يافت شغل مناسب، ورزش، ادامه تحصيل و بالا بردن آگاهي

-دور كردن متغيرها و خصلتهاي آزار دهنده از جمله حسادت، دروغ، دورويي، رودربايستي،چشم هم چشمي ، توقعات بالا از خود

-داشتن روحيه گذشت، بالا بردن آستانه صبر، نفي خشونت، داشتن اميد به آينده، خودباوري ،احترام به ديگران ، تقويت حس انساندوستي ، دوري از تعصب ، عدم خود بزرگ بيني ، مثبت نگري و دوست داشتن خود از ويژگيهايي است كه كيفيت زندگي ما را بالا خواهد برد.

-احترام به والدين مايه خير وبركت در زندگي است پس سعي كنيم در زندگي همواره جايگاه و شان آنها را حفظ كرده و نقش آنها را در مشورت و تصميم گيري براي زندگي آينده و تشكيل خانواده ناديده نگيريم.

-زندگي كه براساس احترام متقابل، گذشت ، هدفمندي، روابط منطقي و بدور از احساسات، كنترل نيازها و توقعات بر مبناي واقعيت ها ، شناخت دقيق همديگر، رعايت همساني اجتماعي، فرهنگي، تحصيلي و اقتصادي شكل بگيرد طبعا از كيفيت و دوام بيشتري برخوردار خواهد بود .

- نهايت اينكه عشق و دوست داشتن زندگي را معني مي بخشد و تصوير گر تعالي انساني است ،عشق مايه استحكام خانواده و موجب همراهي زندگي با صميميت، شور و هيجان است. عشق به بسياري از رفتارها و احساسات ما از جمله گريه، انتظار، تنهايي، قهر و ... معني و مفهوم مثبت و لذت بخش مي دهد .عشق حس پرستش را تقويت و موجب درك زيبايي آن مي شود عشق حس مسئوليت پذيري، مشاركت جويي، ، تمركز قواي نفساني ، احترام و... را تقويت و موجب رهايي انسان از خود پرستي مي شود. عشقي امري قابل ستايش است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 11:21  توسط | 

ازدواج عاقلانه در محيط مجازي

رشد فزاينده‌ استفاده از اينترنت در بين خانواده‌هاي ايراني و مخصوصا جوانان، در كنار نقاط مثبت و منفي بي‌شماري كه دارد و هر كدام تحليلي فراخور خود را مي‌طلبد، حكايت از يك مسئله دارد و آن اينكه نمي‌توان تنها با بيان تبعات منفي آن، انتظار داشت كه ديگر هيچ‌كس، ساده‌لوحانه به سمت اين دنياي مجازي حركت نكند و اگر احيانا اين كار را كرد، ما تنها شاهد و ناظر آن بوده تأسف بخوريم و يا به بيان ارقام و اعداد و بيان حوادث و ماجراهاي حقيقي و عيني قربانيان آن اكتفا كنيم. چراكه افسانه‌ شخصي در بين هر كاربر، اين اجازه را به او مي‌دهد كه به تصور اينكه خود، دچار چنين اشتباهي نخواهد شد، دانه‌هاي پراكنده در تله‌ شيادان اينترنتي را خواهد برداشت.

پس بهترين راهكار، براي كاربران كه به اين دنياي مجازي به چشم چراغ جادوي علي‌بابا كه بر‌آورنده تمام خواسته‌ها، نيازها و كمبودهايشان بوده، اكتفا كرد، بلكه مؤثرترين كمك، ارائه راهكارها و به‌اصطلاح شاه‌كليدهاي موفقيت در اين دنياي مجازي است.

در بين خطرات احتمالي در اينترنت، بيشترين خطر، مخصوص جواناني است كه به سرعت جذب آن شده و اكثر آنان به‌دنبال همراهي براي بقيه‌ عمر خود هستند! شريك زندگي‌اي كه يافتن او ديگر چون گذشته، نياز به كوشش فراواني ندارد و واسطه‌هاي حقيقي(مادر و خواهر و دوست و همكار) تبديل به واسطه‌اي الكترونيكي (كامپيوتر) شده‌است، آن‌هم با كمترين هزينه، از سوي ديگر نياز به داشتن چهره آراسته و زماني مشخص و يا حتي دادن اطلاع يا گرفتن اجازه از خانواده‌ها نيست!

در حالي‌كه در طرف مقابل نيز شايد چنين تصوراتي وجود داشته باشد و طرف مقابل نيز به‌دنبال همسر ايده‌آل خود به دور از هنجارهاي گاه سخت و طاقت‌فرساي جامعه باشد، از اين‌رو در اين مجال كم، قصد بيان راهكارهايي را براي شناختي به نسبت صحيح در اين محيط داريم.

اما بايد همواره به اين نكته توجه داشت كه اين نوع شناخت هيچ‌گاه به اندازه شناخت در محيط حقيقي و زير نظر خانواده‌ها نمي‌رسد.

1-         توجه به نام كاربري يا همان اصطلاح رايج در بين كاربران (id/ آي دي) اينكه كاربر مقابل چه نامي را براي خود در اين محيط برگزيده‌ است مي‌تواند مقدمه‌ شناخت طرز فكر او باشد، اكثر كاربراني كه اين محيط را براي تفريح يا سرگرمي برگزيده‌اند، از نام‌هاي مستعار و بي‌محتوا استفاده مي‌كنند.

2-          طرز صحبت و بيان كلمات: در اينترنت، امكان برقراري ارتباط كلامي يا نوشتاري در محيطي به نام چت، فراهم مي‌شود كه آن‌هم ابزار بسيار مناسبي براي فهم اخلاق طرف مقابل است، چراكه با نديدن طرف مقابل(در گفت‌وگوي گفتاري يا نوشتاري) برخي از كاربران احساس راحتي كرده و بدون در نظر گرفتن ضوابط و شرايط اخلاقي مطالبي را بيان مي‌كنند كه اين نشان از تصميم آنها به امر ازدواج يا دوستي و يا هر قصد و نيت ديگر دارد.

3-          بيان مقصود: هر كس در محيط مجازي و مخصوصا در چت، به قصد و هدفي وارد شده‌است، اكثر كاربران براي گذراندن اوقات فراغت خود وارد اين محيط مي‌شوند، پس بهتر است كسي كه به قصد ازدواج وارد اينترنت مي‌شود، از بيان قصد خود ابايي نداشته باشد، رو راست باشد تا طرف مقابل نيز تكليف خود را بداند و اگر قصد ازدواج ندارد، در مسير انتخاب او قرار نگيرد.

4-         وبلاگ‌: وبلاگ‌ محيطي است در اينترنت، كه امكان نوشتن خاطرات، نظرات، الصاق عكس و موسيقي را براي كاربران اينترنت به طريق بسيار آسان و ارزان (در اكثر موارد رايگان) فراهم مي‌كند كه امكان نمايش آن براي همه‌ كاربران فراهم است، خواندن وبلاگ طرف مقابل مي‌تواند روحيات نويسنده يا به‌اصطلاح مدير وبلاگ را مشخص كند.

5-         وب‌سايت‌هاي مورد علاقه: اگر وبلاگ نداشته‌باشد، حداقل در اين محيط، وبلاگ‌ها و يا وب‌سايت‌هايي هستند كه او به آنها علاقه‌مند است، اين‌هم طريق ديگري براي پي بردن به افكار، اعتقادات و روحيات طرف مقابل است.

6-          گفت‌وگو: اگر تا اين مرحله با موفقيت سپري شده‌است، مي‌توان وارد گفت‌وگو شد اما بايد استفاده از كلمات و جملات احساسي خودداري شود، چرا كه بيان اين جملات همچنان كه هر دو طرف را به هم علاقه‌مند مي‌كند، از طرف ديگر از دايره‌ منطق دور شده و اجازه‌ تصميم‌گيري را در مقاطع بعد از هر دو طرف سلب خواهد كرد، از سوي ديگر نبايد صحبت‌ها طولاني شود.

7-         ديدار: قرار ديدار حضوري كه در اكثر مواردِ گفت‌وگوي اينترنتي روي مي‌دهد، پديده‌اي غريب به‌نظر نمي‌رسد اما بهترين و مناسب‌ترين آن، زماني است كه خانواده هر دوطرف، در جريان اين قضيه قرار گرفته‌اند و با اطلاع خانواده‌ها در محيطي عمومي با وي قرار بگذاريد، چرا كه بسياري از قربانيانِ‌ آشنايي اينترنتي خانواده‌هاي خود را در جريان چنين كاري قرار نداده و تبعات آن را نيز به جان مي‌خرند.

8-                       روال طبيعي: بعد از اين مرحله‌است كه ديگر بايد روال عادي آشنايي تحت نظر هر دوخانواده طي شود.

ما در تمام اين موارد نبايد از خاطر دور داشت كه آشنايي اينترنتي هرچند كه با تمام ملاحظات و معيارها صورت گيرد اما به گفته‌ دكتر ساروخاني صاحب‌نظر در جامعه‌شناسي خانواده، به پاي آشنايي در دنياي حقيقي نمي‌رسد، همواره بايد اين احتمال را داد كه كسي كه آن سوي دنياي مجازي هم صحبت و هم كلام شما شده‌است، ممكن است تنها براي وقت گذراني، دوست ‌يابي و يا حتي كلاهبرداري از شما باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 11:1  توسط |